باغ ایرانی یکی از کهن الگوها در معماری منظر است. باغ ایرانی به عنوان یک سبک در بین طراحان منظر در سطح جهان پذیرفته شده است. همچنین مطالعات مشابهی در مورد فرش ایرانی با این دید صورت گرفته است.

محمد مطلّبی عضو هیات مدیره انجمن متخصصان فضای سبز و منظر ایران و عضو مجمع جهانی فدراسیون بین المللی معماران منظر در گردهمایی پژوهش هنر و معماری که به همت انجمن مفاخر معماری ایران در موزه امام علی (ع) برگزار شد، پیرامون کهن الگوهای طراحی منظر معاصر در ایران گفت: باغ ایرانی یکی از کهن الگوها در معماری منظر است. باغ ایرانی به عنوان یک سبک در بین طراحان منظر در سطح جهان پذیرفته شده است. همچنین مطالعات مشابهی در مرد فرش ایرانی با این دید صورت گرفته است.

وی افزود: آنچه در بسیاری از این مطالعات نادیده گرفته شده، این است که با وجود سبک باغسازی ایرانی و ارزش بالای هنری و فرهنگی فرش ایرانی، طراحان معاصر منظر در ایران چگونه می توانند از این کهن الگوها در طرح های خود استفاده کنند؟

مطلبی خاطر نشان کرد: فقدان چنین مطالعاتی باعث شده بسیاری از طراحان، صرف استفاده از فرم باغ ایرانی یا به کار بردن موتیف های فرش در طرح های خود، گمان کنند طراحی های آنان با جامعه امروز ایران سازگاری و تناسب دارد.

پیشینه ای غنی، منظر هایی فقیر 

وی با اشاره به اینکه با وجود پیشینه درخشان کشور ما در این زمینه، طراحی منظر امروز ایران از بی هویتی و فقر معنا رنج می برد، گفت: سوال اینجاست که آیا باغ و فرش ایرانی می توانند الگوهای مناسبی برای طراحی منظر در عصر حاضر باشند؟

این عضو هیات مدیره انجمن متخصصان فضای سبز و منظر در ایران تاکید کرد: متاسفانه پژوهش هایی با رویکرد های اجتماعی- فرهنگی راجع به باغ ایرانی بسیار اندک هستند. آنچه صورت گرفته عمدتا توسط شرق شناسان و متفکرین خارجی مثل پتروچیولی و استروناخ انجام شده است.

مطلبی عنوان کرد: همین تعداد مطالعات انجام شده نیز تنها به ساختار هندسی و گرته برداری از فرم پرداخته است.

وی با بیان این که هویت‌ به‌ معنی‌ “چه‌ کسی‌ بودن‌” است‌ تصریح کرد: باید به دنبال خلق فضایی هویت مند در معماری منظر ایران بود. نباید از یاد برد که با نگاه پالیمسستی یعنی حرکت از کهن متن به متن جدید باید این فضا را خلق کرد. یعنی در هر لایه ای که تراشیده و بازنویسی می شود، اثر نوشته قبلی کاملا از بین نرود.

این عضو مجمع جهانی فدراسیون بین المللی معماران منظر خاطرنشان کرد: طراحی یعنی خلق لایه جدیدی که با عناصر موجود همپوشانی و تعامل دارد. این به معنی تفسیر دوباره منظر برای الگوهای قدیمی با عناصر و اهداف جدید است.

وی در بخش دیگری از سخنانش با تاکید دوباره بر هویت مند بودن طراحی های منظر گفت: مهم‌ترین ویژگی جامعه در حال گذار، بروز بحران معناست در جستجوی ” من کیستم؟” است. از سوی دیگر چنین جامعه ای دچار تناقض و تقابل و ناپایداری است. این آشفتگی در تعریف هویت منجر به آشفتگی در ایجاد منطر و فضا می شود.

باغ خاص حاکمان و فرش خاص محکومان بوده است 

مطلبی با بیان این که باغ نمادی از هوشمندی انسان ایرانی در بهره گیری از علم هندسه برای خلق فضا است تصریح کرد: باغ ایرانی، فضایی خصوصی برای طبقه حاکم بوده است. از سوی دیگر فرش، نمودی کالبدی-انتزاعی از باغ و نیز پیوند دهنده فضای بیرون و درون بوده. حال این فرش است که، برساخته طبقات پایین جامعه و محکومان است و طبقات مختلف اجتماع در شکل گیری آن نقش داشته اند.

مطلبی با بیان این پرسش که آیا می توان باغ ایرانی را باز تولید کرد؟ادامه داد: آیا باغ ایرانی کارکرد و جذابیت پیشین خود را برای انسان ایرانی عصر حاضر دارد؟ زیرا باغ ایرانی عصاره فرهنگ جامعه ایرانی نیست بلکه نمادی از فرهنگ طبقه حاکمان است. هویت باغ ایرانی در خصوصی بودن، آرامش بخشی، هندسه و نظام های آب، گیاه و معماری آن است و تقلید فرم نمی تواند خالق هویت باشد.

این عضو هیات مدیره انجمن متخصصان فضای سبز و منظر در ایران با تکیه بر سخنان پیشین خود گفت: زمان معاصر زمان دگرگونی، تنوع، سرعت، پیچیدگی، عدم اطمینان و انتقاد از گذشته است.انسان در هر دوره ای هویت خود را با چیزهای متفاوتی تعریف می کند. جامعه همیشه در حال تغییر است. نیازها و انتظارات مردم، سبکها و میزان تحمل انسان نسبت به تغییرات در مدت کوتاهی عوض می شوند. الزامات سیاسی فعالیت های جامعه را هدایت می کنند. در میان چنین نوسانات سریعی، به دشواری می توان پایه های امنی یافت که بتوان بر اساس آنها کار کرد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا می توان باغ ایرانی را باز تولید کرد؟ خاطرنشان کرد: خیر نمی توان، اما می توان هندسه آن را دوباره ساخت. اما نباید از یاد برد که کارکرد یک عنصر از دنیای سنت در زمان معاصر منوط به تغییر آن است.

مطلبی در پایان خاطر نشان کرد: طراحی منظر موضوعی چند بعدی است. دستیابی به الگویی برای طراحی منظر معاصر ایران امری بسیار پیچیده و در وهله اول مبتنی بر شناخت ویژگی های جامعه ایرانی و نیازهای انسان ایرانی معاصر است. به عبارتی دستیابی به این الگو مستلزم شناخت هویت اجتماعی جامعه ایرانی است.